کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را

    آب آیینه محال است‌کشد آتش را

    بر زبان راست روان را نرود حرف خطا

    خامه ظاهر نکند جز سخن دلکش را

    استخوانم نشود سدّ ره ناوک یار

    شمع ناچار به خودکوچه دهد آتش را

    کینه‌سازی المی نیست که زایل‌گردد

    روزوشب سینه پرازتیر بود ترکش را

    از چه پرواز بزرگی نفروشد زاهد

    ریش برتافته‌کم نیست بزاخفش را

    بگذر از خرقه اگر صافی مشرب خواهی

    کز نمد می‌گذرانند می بیغش را

    ناله‌ای هست اگرگریه عنان‌کوته کرد

    ابر ازبرق چرا هی نکند ابرش را

    مژه‌ای بازکن از چاک کتان هستی

    نتوان دید به چشم دگرآن مهوش را

    دام ماگرم‌روان نیست تعلق بیدل

    خارپا مانع جولان نشود آتش را

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha