کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی دارد

    غبار رفتنت این دشت آمد آمدی دارد

    از این‌گلشن حضوری نیست آغوش تمنا را

    نگه بر هرچه مژگان واکند دست ردی دارد

    تماشا بسمل آن دست رنگین نیستی ورنه

    حضور سایهٔ برگ حنا هم مشهدی دارد

    ز سیمای سحر آموز فیض انشایی همت

    که دست از آستین بیرون‌کشیدن ساعدی دارد

    نیاز باید بایدکرد پیچ و تاب مهلت را

    دماغ بیکسان دود چراغ مرقدی دارد

    بساط آفرینش را سر و پایی نمی‌باشد

    همین‌آثارکمفرصت جهان سرمدی دارد

    اگر عجز است اگر طاقت به‌جایی می‌رسیم آخر

    ره واماندگان در لغزش پا مقصدی دارد

    یکی غیر از یکی چیزی نمی‌ آرد به عرض اینجا

    احد در عالم تعداد میم احمدی دارد

    ز تصویر مزار اهل دل آواز می‌آید

    که در راه فنا از پا نشستن مسندی دارد

    بعید است از زمین خاکسار اقبال‌ گردونی

    ز وضع سجده مگذر ناز رعنایی قدی دارد

    ز انجام بهار زندگی غافل مشو بیدل

    گل شمعی‌ که داری در نظر بوی بدی دارد

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha