کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    هوای تیغ تو افتاد تا مرا در سر

    به موج چشمهٔ خورشید می‌زند ساغر

    حضور منزل دل ختم جادهٔ نفس است

    پی درودن هر ریشه می‌رسد به ثمر

    چو لاله غیر سویدا چه جوشد از دل ما

    حباب داغ شمارد، محیط خون جگر

    به کسب طینت بیمغز باب عرفان نیست

    ز باده نشئه محال است قسمت ساغر

    سخن چو آب دهد طبعهای بیحس را

    به نثر و نظم نگردد، دماغ‌کاغذ، تر

    ستم به خامه‌ کند خشکی دوات اینجا

    زبان به حرف نگردد چوگوش باشدکر

    نجات یافت ز مرگ آنکه با قضا پیوست

    به چوب دسته الم نیست از جفای تبر

    زنیک و بد مژه بستن هجوم عافیت است

    خمار خواب مکش‌گر فکندی این بستر

    در این زمانه‌که غیر از سکوت آفت نیست

    به تیغ حادثه همواری‌ام نمود سپر

    نداشت مایدهٔ عمر بیوفا مزه‌ای

    نمک زدندکباب مرا ز خاکستر

    درای قافلهٔ رنگ سخت خاموش است

    خبر مگیرکه از ماگرفته‌اند خبر

    تظلم تو بجایی نمی‌رسد بیدل

    در این بساط به امید بخیه جیب مدر

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha