کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    شکست حادثه بر ما نیافت دست‌ کمین

    نرفت دامن عریان تنی به غارت چین

    صفای دل نکشد خجلت گرانی جسم

    به‌آب‌، آینه مشکل نمد شود سنگین

    کدام ذره‌ که خورشید نیست در بغلش

    هزار آینه دارد حقیقت خود بین

    مباش بیخبر از مغز استخوان قلم

    غبار کوچهٔ فکر است معنی رنگین

    درِین تپشکده الفت کمین رفتن باش

    خوش است پا به ‌رکابی مقیم خانهٔ زین

    به درد عشق همان عشق محرم تو بس است

    بساط شوخی عجز از شکست رنگ مچین

    درپن چمن مخور از رنگ و بو فریب نشاط

    بجز غبار تو چیزی نمی‌دمد ز زمین

    ز سعی شعله خوش‌ست آشیان طرازی داغ

    بلند رفته‌ای ای ناله ساعتی بنشین

    به راه حسرت پرواز نام چون طاووس

    نشانده‌ام ز هوس رنگها به زیر نگین

    نه عیش دانم و نی غم جز اینقدر دانم

    که چون جرس همه جا ناله می‌کنم به حنین

    ز اشک دیدهٔ بیدل چو غنچه خون‌ گردد

    اگر کند کف پای ترا حنا رنگین

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha