کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    درین محفل‌که پیدا نیست رنگ حسن مقصودی

    چراغ حسرت آلود نگاهم می‌کند دودی

    چو آن شمعی که از فانوس تابد پرتو آهش

    درون بیضه‌ام پیداست بال شعله فرسودی

    خروش بینوایی‌های من یارب که می‌فهمد

    چو مژگانم ز سر تا پا زبان سرمه‌آلودی

    طریق بندگی ناز فضولی برنمی‌دارد

    تو از وضع رضا مگذر چه مقبولی چه مردودی

    عدم ایمای اسرارت‌، وجود اظهار آثارت

    ز نیرنگ تو خالی نیست معدومی و موجودی

    به یک مژگان زدن آیینه بی‌تمثال می‌گردد

    به حیرت ساز رنگ خودنمایی می‌برد زودی

    به تیغ آبرو گنج زر و گوهر نمی‌ارزد

    اگر انصاف باشد طبع مایل نیست بیجودی

    مشو غافل ز وضع فقر اگر آرام می‌خواهی

    چو صحرا خاکساری نیست بی‌دامان مقصودی

    به رنگ طوق قمری در هوای سرو موزونت

    کند خاکسترمن ناله از هر حلقهٔ دودی

    به راه انتظار جلوه‌ای افکنده‌ام بیدل

    چو شمع‌ از چهرهٔ زرین خود فرش زر اندودی

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha