کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    خوشست از دور نذر محفل همصحبتان بوسی

    جهان جز کنج تنهایی ندارد جای مأنوسی

    فنا تعلیم هستی باش اگر راحت هوس داری

    به فهم این لغت جز خاک‌ گشتن نیست قاموسی

    نپنداری بود عشق از دل افسردگان غافل

    شرر در پردهٔ هر سنگ دارد چشم جاسوسی

    دو عالم محو خاکستر شد از برق تماشایت

    چه شمع‌ست اینکه عرض پرتوش نگذاشت فانوسی

    سجود سایه‌ام‌، امید اقبال دگر دارم

    به خاک افتاده‌ام در حسرت اقبال پابوسی

    چه اقبال است یارب مژدهٔ شمشیر قاتل را

    که بوی خون ‌چکیدن در دماغم می‌زند کوسی

    ز وحشت شعلهٔ من مژدهٔ خاکستری دارد

    به استقبال بالم می‌رسد پرواز معکوسی

    به صد چاک جگر آهی نجست از سینهٔ تنگم

    در زندان شکست اما نشد آزاد محبوسی

    نظر باز چراغان تأمل نیستی بیدل

    شرار سنگ هم در بیضه پرورده‌ست طاووسی

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha