کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط‌ نفسم شد

    قلقل ‌به ‌لب‌شیشه ‌شکستن ‌جرسم شد

    پرواز ضعیفان تب و تاب مژه دارد

    بالی نگشودم ‌که نه چاک قفسم شد

    فریاد زگیرایی قلاب محبت

    هر سوکه‌گذشتم مژه او عسسم شد

    تا چاشنی بوسی ازآن لعل‌گرفتم

    شیرینی لذات دو عالم مگسم شد

    گفتم به نوایی رسم از ساز سلامت

    دل زمزمه تعلیم نبی بی‌نفسم شد

    کو خواب عدم ‌کز تب و تابم ‌کند ایمن

    چون شمع ‌گشاد مژه در دیده خسم شد

    بر هرخس و خاری‌ که در این باغ رسیدم

    شرم نرسیدن ثمرپیشرسم شد

    سرتا قدمم در عرق شمع فرورفت

    یارب زکجا سیر گریبان هوسم شد

    عنقای جهان خودم اما چه توان کرد

    این یک دو نفس الفت بیدل قفسم شد

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha