کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    بازم به دل نوید صفایی رسیده است

    از پیشگاه آینه صبحی دمیده است

    این صیدگاه‌کیست‌که از جوش‌کشتگان

    بسمل چو رنگ در جگر خون تپیده است

    گل جام خود عبث به شکستن نمی‌دهد

    صاف طرب به شیشهٔ رنگ پریده است

    جرأت‌کجا و من زکجا لیک چاره نیست

    نقاش دامن توبه دستم کشیده است

    تا غنچهٔ توبند قبا باز می‌کند

    آغوشها چو صبح‌گریبان دریده است

    غافل مباش از دل یأس انتخاب من

    این قطره ازگداز دو عالم چکیده است

    داغم ز رنگ عجزکه با آن فسردگی

    بی‌منت قدم به شکستن رسیده است

    لیلی هنوز دام سرانجام می‌دهد

    غافل‌که‌گرد وادی مجنون رمیده است

    هر دم چوگوهر ازگره خویش می‌رویم

    پرواز حیرت انجمنان آرمیده است

    صورت نگار انجمن بی‌نیازی‌ام

    در ششجهت تغافلم آیینه چیده است

    بیدل تجردم علم‌شان نیستی‌ست

    این‌خامه خط به‌صفحهٔ هستی‌کشیده است

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha