کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    بی‌ساز انفعال سراپای من تهی‌ست

    چون شبنم ازوداع عرق جای من تهی‌ست

    نیرنگ عالمی به خیالم شمرده‌گیر

    صفر ز خودگذشته‌ام اجزای من تهی‌ست

    رنگی ندارد آینهٔ مشرب فنا

    ازگرد خوا دامن صحرای من تهی‌ست

    دل محو مطلق است چه هستی‌کجا عدم

    از هرچه دارد اسم معمای من تهی‌ست

    چون صبح بالی از نفس سرد می‌زنم

    عمری‌ست آشیانهٔ عنقای من‌تهی‌ست

    از نقد دستگاه زیانکار من مپرس

    امروز من چوکیسهٔ فرد‌ای من تهی‌ست

    چون پیکر حبابم از آفت سرشته‌اند

    از مغز عافیت سر بی‌پای من تهی‌ست

    یارب نقاب کس ندّرد اعتبار پوچ

    از یک حباب قالب دریای من تهی‌ست

    تاکی فروشم از عرق شرم جام عذر

    چشمش خمار دارد و مینای من‌تهی‌ست

    بیدل سرمحیط سلامت چه موج وکف

    تا او بجاست جای تو و جای‌من‌تهی‌ست

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha