کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ادب اظهارم و با وصل توام‌کاری هست

    عرض آغوش ندارم دل افگاری‌هست

    نرود سلسلهٔ بندگی ازگردن ما

    سبحه‌گر خاک شود رشتهٔ زناری هست

    با همه‌کلفت دوری به همین خرسندیم

    که در آیینهٔ ماحسرت دیداری هست

    پیکرخاکی ما را به ره سیل فنا

    یاد ویرانی از آن نیست‌که معماری هست

    دهر، وهم است سر هوش سلامت باشد

    عکس‌کم نیست‌گراز آینه آثاری هست

    ذرهٔ ما به چه امید زند بال نشاط

    سرخورشید هم امروزبه دیواری هست

    ای دل از مهر رخ دوست چراغی به‌کف آر

    کزخم زلف به راه تو شب تاری هست

    اشک‌گل شکند از جنبش مژگان ترم

    غنچه‌ام درگرو سرزنش خاری هست

    زندگی خرمن ما را چه‌کم ازبرق فناست

    رنگ‌گل هم به چمن آتش همواری هست

    جای پرواز ز خود رفته فغانی داریم

    بال اگر نیست ندامت‌زده منقاری هست

    عالم از شوخی عشق اینهمه توفان دارد

    هرکجا معرکه‌ای هست جگرداری هست

    ازکمربستن آن شوخ یقین شد بیدل

    کاین‌گره دادن او را به میان تاری هست

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha