کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    گرشود آن نرگس میگون مقابل با شراب

    می‌شود چون آب‌گوهر خشک‌در مینا شراب

    جام‌را همچشمی آن نرگس مخمورنیست

    از هجوم موج‌گر مژگان‌کند انشا شراب

    عشرتی‌گر هست‌دلها را به‌هم‌جوشیدن است

    کم شود یک دانهٔ انگور را تنها شراب

    غیر تقوا نیست اصل‌کار رندیهای ما

    ازگداز سبحه پیداکرده‌اند اینجا شراب

    عمرها شد بیخود از خواب غرور دانشیم

    لیک‌گا‌هی می‌زند آبی به روی ما شراب

    بسکه‌گفت‌وگوی مستان وقف ذکر باده است

    تا لب ساغر ندارد جز خروش یا شراب

    تا خیال توست در دل عیشها آماده است

    نیست خامش شمع‌ما تا هست درمینا شراب

    مشرب ما خاکساران فارغ ازآلودگی‌ست

    نیست نقصان‌گر رسد بر دامن صحرا شراب

    ما به زور می پرستی زندگانی می‌کنیم

    چون حباب می بنای ماست سر تا پا شراب

    حسن تشریف بهار است آب را در برگ‌گل

    می‌کند در ساغر اندازد اگر پیدا شراب

    آه از آن افسرده‌ای‌کز جوش صهبا نشکفد

    همچو مینا خامشی را می‌کندگویا شراب

    در سواد سرمه‌کن نظارهٔ چشم بتان

    عشرت‌افروز است بیدل در دل شبها شراب

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha