کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    عشرت‌فروز انجمن هستی‌ام حیاست

    چون شبنم گلم‌، عرق آیینهٔ بقاست

    باشد که نکهتی به مشام اثر رسد

    عمری‌ست نقد دست نیازم‌ گل دعاست

    کو مشتری که سرمه ی عبرت کشد به چشم

    یعنی شکست قیمتم اجزای توتیاست

    آن ‌گوهر شکسته دلم‌ کاندرین محیط

    گرداب‌، بهر دانهٔ من سنگ آسیاست

    می‌جوشم از طبیعت آفات روزگار

    هرجا شکست موج زند، حسرتم صداست

    از بس‌گذشته‌ام ز فریب جهان رنگ

    آیینه گربه پیش کشم عکس بر قفاست

    گم‌کردگان چشمهٔ آب حیات را

    در دشت عجز تیغ تو انگشت رهنماست

    تا چشم بازکرده‌ای از خود گذشته‌ای

    زین بحر تا کنار همین یک بغل‌.شناست

    چینی‌شود خموش بهٔک مو‌ی‌سرمه رنگ

    با صدهزار موی خروش سرت چراست

    محو جمال‌، ننگ فضولی نمی‌کشد

    نظاره در قلمرو آیینه نارساست

    ما دردسر، ز افسر دولت نمی‌کشیم

    بخت سیاه ما چه‌ کم از سایهٔ هُماست

    عمریست در طلسم کدورت نشسته‌ایم

    بیدل غبار خاطر ما آشیان ماست

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha