کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست

    موج این‌دریا به‌چشم اهل‌عبرت اژدهاست

    هرچه‌کم‌کردیم از خبث اعتبار ما فزود

    کاهش جزو نگین شهرت فروش نامهاست

    تا ز نقش پای‌گلگون بیستون دارد سراغ

    کوهکن را در نظر، هر سنگ‌، لعل بی‌بهاست

    عشق دوراست ازتسلی ورنه مجنون مرا

    نقش پای ناقه هم آیینهٔ مقصد نماست

    طرهٔ اوبسکه در خون دل ما غوطه زد

    چون رگ‌گل‌شانه‌هم‌انگشت‌در رنگ حناست

    در طریق جستجو هر نقش پایم قبله‌ای‌ست

    غرقهٔ‌این‌بحر را، هر موج، محراب دعاست

    می‌توان کردن ز بیرنگی سراغ هستی‌ام

    ناله‌ام‌، آیینهٔ تمثال من لوح هواست

    زین‌کدورت رنگ بنیادی‌که داری در نظر

    سایه می‌بینی نمی‌فهمی‌که نورت زیرپاست

    منت صیقل به صد داغ‌کدورت خفتن است

    بی‌صفایی نیست تا آیینهٔ ما بی‌صفاست

    سایه‌ایم از دستگاه ما سیه‌بختان مپرس

    آنکه روزش از دل شب برنیامد روز ماست

    احتیاج است آنچه بیماری مقررکرده‌اند

    درد اگر بر دل‌گران است از تقاضای دواست

    معنی آشفتگی بیدل ز زلف یارپرس

    نسخهٔ فکر پریشان جمع در طبع رساست

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha