کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    اگرحیرت به‌این رنگست دست وتیغ قاتل را

    رگ باقوت می‌گردد روانی خون بسمل را

    به این توفان ندانم در تمنای‌که می‌گریم

    که سیل اشک من در قعر دریا راند ساحل را

    مپرس از شوخی نشو و نمای تخم حرمانم

    شراری دشتم پیش ازدمیدن سوخت حاصل را

    خیال جذبهٔ افتادگان دست سودایت

    به رنگ جاده دارد درکمند عجز منزل را

    زکلفت‌گر دلت‌شد غنچه‌، گلزارش تصورکن

    که خرسندی به آسانی رساندکار مشکل را

    لب اهل زبان نتوان به مهر خامشی بستن

    قلم از سرمه خوردن‌کم نسازد نالهٔ دل را

    عبارت محرمی بی‌حاصل از معنی نمی‌باشد

    به لیلی چشم واکن‌گر توانی دید محمل را

    درآن محفل که‌حاجت می‌شود مضراب بیتابی

    نواها درشکست رنگ استغناست سایل را

    کف خونی‌که دارم تا چکیدن خاک می‌گردد

    چه‌سان گیرم به این بی‌مایگی دامان قاتل را

    بساط نیستی‌گرم است‌کو شمع و چه پروانه

    کف خاکستری در خود فرو برده‌ست محفل را

    به بی‌ارامی است آسایش ذوق طلب بیدل

    خوش‌آن رهروکه‌خار پای خود فهمید منزل را

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha