کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ترک من طره مشوش کرده است

    لاله از مشکش منقش کرده است

    روی هم همچون آتش او ز ابروان

    ماه را نعلی در آتش کرده است

    می گشاید از نظر تیر بلا

    می کند آنچه که آرش کرده است

    سر خوش از باده بود پیوسته او

    لیک با باده سری خوش کرده است

    غمزه های چشم مخمورش مدام

    دل بدان لعل شکروش کرده است

    رشته صبر مرا بگسسته است

    زلف تو بس که کشایش کرده است

    زان پریشان شد چون مو خسرو، مگر

    یاد آن زلف مشوش کرده است

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha