کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد

    جان گریبان پاره کرد و خویش را بر باد داد

    ترسم از پرده برون افتم چو گل، کاین باد صبح

    زان گلستانها که روزی با تو بودم یاد داد

    جز خرابی نامد اندر جانم از بنیاد عشق

    گر چه هر دم دیده خون تو درین بنیاد داد

    پیش ازین اباد بود این دل که مستی در رسید

    وین صلای صوفیان در خانه آباد داد

    مشنو، ای حاکم، ز ما دعوی خون بر یار خویش

    کشتگان عشقبازی را نشاید داد داد

    چون نوازد خوبرو آنگه کشد، خود فتنه بود

    ساغر شیری که شیرین بر کف فرهاد داد

    من نشسته هر دم و از دیده خون پیش افتدم

    بین دل خون گشته خسروا را چه پیش افتاد داد؟

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha