کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    من سرو ندیدم که به بالای تو ماند

    بالای تو سروی ست که گل می شکفاند

    بگذار که این عاشق دلسوخته بی تو

    یک لحظه نماند که به یک جای نماند

    ترسم که به کام دل دشمن بنشینم

    با آنکه فلک با تو به کامم بنشاند

    فریاد که از تشنگیم جان به لب آمد

    کس نیست که آبی به لب تشنه رساند

    فریاد که بیداد ز حد بردی و از تو

    فریادرسی نیست که دادم بستاند

    دیوانه در سلسله، گر بوی تو یابد

    دیوانه شود، سلسله در هم گسلاند

    وقت است که بیدار شود دیده بختم

    وز چنگ غم و درد و عذابم برهاند

    آسان شود این مشکل درویش تو امشب

    کاحوال جهان جمله به یک حال نماند

    ما بنده خسرو که به سختی بنهد دل

    هم عاقبتش بخت به مقصود رساند

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha