کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را

    در کف طفلان دهد پرواز شاهین سنگ را

    می توان دل را به آهی کرد از غم ها سبک

    یک فلاخن می کند آواره چندین سنگ را

    بر گرانخوابان غفلت مهربان است آسمان

    کز فروغ لعل باشد شمع بالین سنگ را

    از خیال یار، دل شد کعبه حاجت مرا

    نقش شیرین در نظرها ساخت شیرین سنگ را

    کم نشد از گریه مستانه خواب غفلتم

    سیل نتوانست کند از جای خود این سنگ را

    از کمان نرم بر من زور چندین می رود

    شیشه جانی های من دارد شلایین سنگ را

    غوطه در خون می دهد دل را فروغ داغ عشق

    می کند خورشید عالمتاب رنگین سنگ را

    یک دل افسرده بی داغ از دم گرمم نماند

    در بهار از لاله گردد چهره رنگین سنگ را

    چون نباشد عید طفلان صحبت رنگین من؟

    می کند مجنون من دست نگارین سنگ را

    بر خمار سنگ طفلان صبر کردن مشکل است

    می کنم بالین خود شب بهر تسکین سنگ را

    از بدآموزان بود مستغنی آن پیمان شکن

    نیست در سنگین دلی حاجت به تلقین سنگ را

    بر دل بی رحم جانان بوی گل باشد گران

    شیشه در بارست از نازکدلی این سنگ را

    سختی ایام باشد بر سبک عقلان گران

    کی کند دیوانه سرشار، تمکین سنگ را

    بود اگر زین پیش صائب در گرانخوابی مثل

    شد سبک از غفلت من خواب سنگین سنگ را

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha