کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را

    شمع می گردد در اینجا گرد سر پروانه را

    کعبه را ده روز در سالی بود هنگامه گرم

    موسم خاصی نباشد زایر بتخانه را

    عشق عالمسوز دل را از زمین گیری رهاند

    سوختن شد باعث نشو و نما این دانه را

    همچو مسجد چشم بر راه چراغ وقف نیست

    باده روشن چراغان می کند میخانه را

    تشنه چشمان را نسازد سیر الوان نعم

    نیست از کیفیت می نشأه ای پیمانه را

    از جگرداری گل بی خار گردد خارزار

    از نیستان نیست پروا جرأت شیرانه را

    این زمان رطل گران من بود هر قطره می

    می کشیدم من که چون مینا به سر میخانه را

    از جمال حور و غلمان چشم حق بین بسته اند

    زال دنیا چون فریبد همت مردانه را؟

    خون رحمت را نهال خشک می آرد به جوش

    می کند تر دست، زلف یار آخر شانه را

    می زداید زنگ کلفت از دل عشاق، عشق

    نیست غیر از داغ صائب روزن این غمخانه را

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha