کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    گر نبینیم به خلوت رخ چون ماه ترا

    کسی از ما نگرفته است سر راه ترا

    غیر می خوردن پنهان همه شب با اغیار

    نیست تعبیر دگر، خواب سحرگاه ترا

    گر چه صد شیشه دل پیش تو بر سنگ زدند

    نشنید از دل چون سنگ، کسی آه ترا

    برنداری به نگه دلشده ای را از خاک

    که به مژگان همه شب پاک کند راه ترا

    نور آیینه فزون می شود از خاکستر

    ابر خط کم نکند روشنی ماه ترا

    هر چه در خاطر من می گذرد می دانی

    غافل از خویش کنم چون دل آگاه ترا؟

    آن مهی یک شب و سی شب بود این مالامال

    نسبتی نیست به مه،جام شبانگاه ترا

    غیر افسوس نهال تو ندارد ثمری

    باد پیوسته به دست است هوا خواه ترا

    بحر مواج بود عالم از آغوش امید

    تا که در هاله آغوش کشد ماه ترا؟

    نیست ممکن که نگردد دلش از درد دو نیم

    هر که صائب شنود ناله جانکاه ترا

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha