کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    سالکانی که به خورشید رخت دل بستند
    شبنم آسا به نگه سوی تو محمل بستند
    به طپش از قفس، امید رهایی غلط است
    این طلسمی است که بر بازوی بسمل بستند
    رنگ شادی به رخ از پهلوی دل چشم مدار
    این حنا غنچهٔ گل را به انامل بستند
    رهروانی که فروماندهٔ استدلالند
    سدی از سنگ نشان در ره منزل بستند
    می زند سرو روانت به صنوبر پهلو
    بسکه بر قد تو ارباب نظر دل بستند
    دل بدادند کسانی که به دریا، جویا!‏
    غالبا زورق امید به ساحل بستند

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha