کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    چه عیش‌ها دگر اصحاب را کزین سفرست

    مگر مرا که وجود از حیات بی‌خبر است

    نه یار با من و نه دل زهی دو دیدهٔ سخت

    که با چنین سر و کارم عزیمت سفرست

    من از جهان و جگرگوشه‌ای و غایب از او

    وجود با من و دل پیش گوشهٔ جگرست

    نه حاصلی و نه تکلیفی و نه مصلحتی

    مرا بگوی که طوق عراق در چه خورست

    به قهستان درم از دوستان شکایت نیست

    ولی رقیب حبیبم ز دشمنان بتر است

    اگر تو قصهٔ ما بشنوی دگر نکنی

    حدیث لیلی و مجنون که در جهان سمرست

    چه جان بکندم و خون خوردم و نمی‌میرم

    دروغ نیست که عاشق ز سنگ سخت‌ترست

    معاف دار که با خویشتن نپردازد

    کسی که خاطر او در پی کسی دگرست

    به سر نمی‌شود از شاهدی وگرنه مرا

    خدای داند کز هرچه در جهان به سرست

    رقیب گفت نزاری مکن نظر به غرض

    بپوش دیده که ما را غرض همین نظر است

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha