کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست

    کان کسی نیست که هرلحظه دلش پیش کسیست

    تو کجا صید من سوخته خرمن باشی

    که شنیدست عقابی که شکار مگسیست

    نه من دلشده دارم هوس رویت و بس

    هر کرا هست سری در سر او هم هوسیست

    از دل ما نشود یاد تو خالی نفسی

    حاصل از عمر گرانمایهٔ ما خود نفسیست

    تو نه آنی که شوی یک نفس از چشمم دور

    کانکه او هر نفسی بر سر آبیست خسیست

    دمبدم محترز از سیل سرشکم می‌باش

    زانکه هر قطره‌ئی از چشمهٔ چشمم ارسیست

    چون گرفتار توام دام دگر حاجت نیست

    چه روی در پی مرغی که اسیر قفسیست

    بت محمول مرا خواب ندانم چون برد

    زانکه در هر طرفش ناله و بانگ جرسیست

    کمترین بنده درگاه تو گفتم خواجوست

    گفت گو بگذر از این در که مرا بنده یکیست

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha