کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    همره اغیار آن گل سر به صحرا کرد و رفت
    آتش داغ مرا چون لاله بالا کرد و رفت
    مدتی چون سرو بودم پای بست یک زمین
    تند بادی آمد از یکسوی بیجا کرد و رفت
    می کشد سوی زمین هند بخت تیره ام
    خاکمالم بس که چون نقش کف پا کرد و رفت
    در غم او برق بر من گوشه چشمی نمود
    آتشی در خرمن گلهای رعنا کرد و رفت
    در غم او منزلی باشد خراب از سیل اشک
    خانه ما را حباب روی دریا کرد و رفت
    سعی خوبان گر نباشد بیشتر از عاشقان
    یوسف از کنعان چرا قصد زلیخا کرد و رفت
    سیدا آخر شود چون خط گریبان گیر او
    این جفاهایی که آن گل در حق ما کرد و رفت

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha