کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند
    باد بهار رفت و هوای چمن نماند
    تاراج کرد باد خزان اهل باغ را
    در غنچه رنگ و در بر گل پیرهن نماند
    بیرون شدم ز بیضه و گشتم اسیر غم
    آسایشی که بود مرا در وطن نماند
    صد ره به یار نامه نوشتم نکرد گوش
    اکنون به نامبر چه نویسم سخن نماند
    بگداختم ز گرمی خویش و به دیگران
    مهری که بود در دل از آن سیمتن نماند
    فرهاد همچو لاله برآمد ز کوهسار
    داغ غمت شهید تو را در کفن نماند
    بستند قمریان ز چمن بار سیدا
    در شاخسار سرو به غیر از زغن نماند

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha