کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    برده در پیری دل از دستم جوان تازه‌ای
    بنده خود را خدا دادست جان تازه‌ای
    ابرو و مژگان شوخش کار یکدیگر کنند
    ترکش او را بود تیر و کمان تازه‌ای
    قمریان را طوف گردن فوطه زاری شده
    آمده در بوستان سرو روان تازه‌ای
    می‌نویسم هرشب از هجران او طومارها
    می‌کنم هر روز انشا داستان تازه‌ای
    با تو نو دل داده‌ام زینهار آرامم مده
    می‌شود خوشدل کریم از میهمان تازه‌ای
    از نی کلکم شکر ریزد به توصیف لبت
    طوطیی این بوستان دارد زبان تازه‌ای
    از لب من عمرها شد می‌چکد آب حیات
    تا گرفته بوسه‌ام کام از دهان تازه‌ای
    چون نسیم امروز بیرون کرده از کنج قفس
    بلبل ما را هوای آشیان تازه‌ای
    بر سر دست تماشا جای داده سیدا
    آمده این شاخ گل از بوستان تازه‌ای

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha