کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    به فکر دل نفتادی به هیچ باب دریغ
    به گنج راه نبردی درین خراب دریغ
    تمام عمر تو درفکرهای پوچ گذشت
    نشد محیط تو صافی ازین حباب دریغ
    به عالمی که دل ساده می خزند آنجا
    هزار نقش پریشان زدی برآب دریغ
    غذا ز بوی دل خود کنند سوختگان
    تو هیچ بوی نبردی ازین کباب دریغ
    به خط و خال مقید شدی ز چهره دوست
    نشد نصیب تو جز گرد ازین کتاب دریغ
    درین بهار که یک چهره نشسته نماند
    رخی به اشک نشستی ز گرد خواب دریغ
    به نور ذره سفر سفر می کنند گرمروان
    تو پیش پای ندیدی به آفتاب دریغ
    به وعده های دروغ زمانه دل بستی
    شدی فریفته موجه سراب دریغ
    ز پیچ و تاب شود رشته امل کوتاه
    تو تن چو رشته ندادی به پیچ و تاب دریغ
    ز باده ای که حریفان سبو سبو خوردند
    به نیم دور شدی پای دررکاب دریغ
    زوصل دوست به فردوس آشتی کردی
    صفای چهره ندانستی ازنقاب دریغ
    ز عکس، دیده آیینه سیر شد صائب
    تو سیر چشم نگشتی ز خورد و خواب دریغ

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha