کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    سرو چون با آن قد استاده می آید به چشم
    سایه در زیر پا افتاده می آید به چشم
    پرده جوهر بود آیینه های صیقلی
    با وجود خط عذارش ساده می آید به چشم
    در سر کوی تو خورشید از شفق هر صبح و شام
    بسمل در خاک و خون افتاده می آید به چشم
    دیده ای کز اشک خون آلود مالامال نیست
    چون نگین دان نگین افتاده می آید به چشم
    دارد از بی حاصلی در باطن خود صد گره
    سرو در ظاهر اگر آزاده می آید به چشم
    دیده هر کس که حیوان نیست در بحر وجود
    کشتی از دست لنگر داده می آید به چشم
    گرم جولانتر بود از سایه بال هما
    دولت دنیا اگر استاده می آید به چشم
    باده خون دل بود در دیده غم دیدگان
    بیغمان را خون دل چون باده می آید به چشم
    بس که گردون سیه دل تلخ رو افتاده است
    صبح خندانش در نگشاده می آید به چشم
    عزم صادق بی نیازست از دلیل ورهنما
    سیل را در قطع ره کی جاده می آید به چشم
    هرکه را صائب بلند افتاده جولان خیال
    آسمان در پیش پا افتاده می آید به چشم

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha