کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    دایم اندر آتش خود عاشق دیوانه سوخت
    شمع محفل را گناهی نیست گر پروانه سوخت
    دیده باعث شد اگر ویرانه ام را آب برد
    از تف دل بود آن آتش که ما را خانه سوخت
    طره اش زان آتش رخسار تابی یافته
    کز حدیث زلف او گفتن زبان شانه سوخت
    لاله داغست از فغان بلبل و گل بی خبر
    آشنا رحمی نکرد اما دل بیگانه سوخت
    نیست از سوز درون با ما صفای باطنی
    دل سیه شد بسکه آتش اندرین ویرانه سوخت
    تا نشاند سوزش پروانه را شمع آب شد
    لیک آتش تند بود و عاشق دیوانه سوخت
    تا ز دل آهی کشیدم جمله دلها در گرفت
    باد بود از آتش یک خانه چندین خانه سوخت
    رفته بودم تا از آن بیرحم واسوزم کلیم
    بازم آن تاب کمر وان جلوه مستانه سوخت

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha