کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    آن رهروان که در پس زانو سفر کنند
    پوشیده دیده و ره نادیده سر کنند
    هر جا غبار کوی تو باشد عبیر چیست
    خاکیست آنکه عطر فروشان بسر کنند
    اهل کرم که عزت مهمان شناختند
    خجلت کشند گر غمی از دل بدر کنند
    یکباره عیبهای جوانی وداع کرد
    هنگام کوچ قافله را هم خبر کنند
    دوران برات رزق عزیزان نوشته است
    بر کشته ایکه سبز ز آب گهر کنند
    نازم بتوتیای قناعت که می دهد
    بینایئی که از همه قطع نظر کنند
    حرف تب فراق ترا عاشقان چو شمع
    گر شام سر کنند سحر مختصر کنند
    تاب و توان کرسی زانو چه کم شود
    باید خیال بیهده از سر بدر کنند
    فرزند ماست شعر و بدان فخر می کنم
    زان ابلهان نه ایم که فخر از پدر کنند
    از لذت تبسم شیرین لبان کلیم
    ارباب ذوق جمله نمک در شکر کنند

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha