کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست

    موقف آزادگان بر سر میدان اوست

    ره به در از کوی دوست نیست که بیرون برند

    سلسله پای جمع زلف پریشان اوست

    چند نصیحت کنند بی‌خبرانم به صبر

    درد مرا ای حکیم صبر نه درمان اوست

    گر کند انعام او در من مسکین نگاه

    ور نکند حاکمست بنده به فرمان اوست

    گر بزند بی‌گناه عادت بخت منست

    ور بنوازد به لطف غایت احسان اوست

    میل ندارم به باغ انس نگیرم به سرو

    سروی اگر لایقست قد خرامان اوست

    چون بتواند نشست آن که دلش غایبست

    یا بتواند گریخت آن که به زندان اوست

    حیرت عشاق را عیب کند بی بصر

    بهره ندارد ز عیش هر که نه حیران اوست

    چون تو گلی کس ندید در چمن روزگار

    خاصه که مرغی چو من بلبل بستان اوست

    گر همه مرغی زنند سخت کمانان به تیر

    حیف بود بلبلی کاین همه دستان اوست

    سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر

    کعبه دیدار دوست صبر بیابان اوست

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha