کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    که برگذشت که بوی عبیر می‌آید

    که می‌رود که چنین دلپذیر می‌آید

    نشان یوسف گم کرده می‌دهد یعقوب

    مگر ز مصر به کنعان بشیر می‌آید

    ز دست رفتم و بی دیدگان نمی‌دانند

    که زخم‌های نظر بر بصیر می‌آید

    همی‌خرامد و عقلم به طبع می‌گوید

    نظر بدوز که آن بی‌نظیر می‌آید

    جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط

    که خارهای مغیلان حریر می‌آید

    نه آن چنان به تو مشغولم ای بهشتی رو

    که یاد خویشتنم در ضمیر می‌آید

    ز دیدنت نتوانم که دیده دربندم

    و گر مقابله بینم که تیر می‌آید

    هزار جامه معنی که من براندازم

    به قامتی که تو داری قصیر می‌آید

    به کشتن آمده بود آن که مدعی پنداشت

    که رحمتی مگرش بر اسیر می‌آید

    رسید ناله سعدی به هر که در آفاق

    هم آتشی زده‌ای تا نفیر می‌آید

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha