کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    دولت ز دستگیری مردم بپا بود
    فانوس این چراغ ز دست دعابود
    هر غنچه واشود به نسیمی درین چمن
    مفتاح قفل جود ز دست گدا بود
    بازیچه نسیم شود کاسه سرش
    هر دل که چون حباب اسیر هوا بود
    پیکان دهن به خنده چو سوفار باز کرد
    تا کی گره به کار من بینوا بود
    شرم حضورچشم ز تردامنان مدار
    آیینه را به چشم چه نور حیا بود
    آماده شکست خودم زیر آسمان
    چون دانه ای که در دهن آسیا بود
    روزی درین بساط به بخت است واتفاق
    ورنه شکر خوش است که رزق هما بود
    شوید به آب تیغ ز دل زنگ زندگی
    هر کس که چون قلم به سخن آشنا بود
    در آتشم ز کشمکش عقل خام خود
    آسوده آن سفینه که بی ناخدابود
    صائب زخانقه به خرابات روی کن
    کانجا شکسته ای که بود بوریا بود

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha