کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    دل کنون زنده بجان نیست که جانان اینجاست

    وآن حیاتی که بدو زنده بود جان اینجاست

    نام شکر چه بری قند لب او حاضر

    ذکر شیرین چکنی خسرو خوبان اینجاست

    طوطی تنگ دلم لیک ز شکر پس ازین

    بار منت نکشم کآن شکرستان اینجاست

    پیش ازین گر چه بسی نعره زدم چون بلبل

    گریه چون ابر کنم کآن گل خندان اینجاست

    مجلسی پر ز عزیزان زلیخا مهرند

    دست دل خسته که آن یوسف کنعان اینجاست

    نیکوان نور ندارند چو استاره بروز

    کامشب از طالع سعد آن مه تابان اینجاست

    امشب ای صبح تو در دامن شب پنهان باش

    کآفتابی که برآید ز گریبان اینجاست

    شست دل در طلب ماهی اومید انداخت

    جان خضروار که آن چشمه حیوان اینجاست

    هرکرا درد دلی بود و نمی گفت بکس

    گو بجو مرهم آن درد که درمان اینجاست

    از مجاری شکر پیش جگر سوختگان

    نمک افشانده که چندین دل بریان اینجاست

    عشق در دل غم و انده نبود دور از تو

    جور لشکر بکش ای خواجه کی سلطان اینجاست

    زین غزل جمله بیک قول شدند اهل سماع

    همه گوینده چو بلبل که گلستان اینجاست

    سیف فرغانی تو نیز بگو چون دگران

    «خانه امشب چو بهشتست که رضوان اینجاست »

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha