کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    دلبر من که همه مهر جمالش دارند

    هست چون آیت رحمت که بفالش دارند

    این هما سایه که مرغان سپید ارواح

    حوصله پر زسیه دانه خالش دارند

    پادشاهی که زر سکه او مهر ومه است

    نه اجیریست که خشنود بمالش دارند

    جان فدا کرده و از شرم بضاعت خجلند

    تنگ دستان که تمنای وصالش دارند

    عاشقان گشته چو موسی همه دیدار طلب

    کاشکی تاب تجلی جمالش دارند

    خلق بی دیده همه چیز ببینند چو چشم

    گر در آیینه دل نقش خیالش دارند

    او بمعنی ملک و صورت انسان دارد

    همچو ریحان که در اشکسته سفالش دارند

    لیلی من که جهانی چو منش مجنونند

    خسروان حسرت شیرین مقالش دارند

    آل رخ بر سر یرلیغ چمن زآن زده اند

    لاله وگل که مثال از رخ آلش دارند

    سیف فرغانی در عشق اگرش حالی هست

    اهل معنی خبر از صورت حالش دارند

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha