کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ما گدای در جانان نه برای نانیم

    دل بدادیم وبجان در طلب جانانیم

    پای ما بیخ فرو برده بخاک در دوست

    چون درخت ازچه بهر باد سری جنبانیم

    روز وشب در طلب دایره جمعیت

    پای برجای چو پرگار وبسر گردانیم

    هرچه داریم ونداریم برای دل او

    جمله درباخته و هرچه جز او می مانیم

    در بهار از کرم دوست بدست آوردیم

    در خزان میوه وبرگی که همی افشانیم

    دوست را گفتم کای روی تو ما را قبله

    پرده بردار که عیدی تو وما قربانیم

    گفت مارا تو زخود جوی که اندر دل تو

    همچو جان در تن و در روح چو سر پنهانیم

    نیک مارا بطلب چون بزمستان خورشید

    زآنکه مطلوبتر از سایه بتا بستانیم

    آفتابیست بهر ذره ما پیوسته

    که برو روز وشب از سایه خود ترسانیم

    زاهدان را نرسیدست سم مرکب وهم

    اندر آن خطه که ما اسب سبق می رانیم

    مه وخورشید چه باشد که ملک را ره نیست

    اندر آن اوج که ما همچو فلک گردانیم

    گر دو کون آن تو باشد بگران تر نرخی

    بفروشی تو ومارا بخری ارزانیم

    چون قفایند همه مردم وما چون روییم

    چون سفالست جهان یکسر وما ریحانیم

    علم دولت ما را دو جهان در سایه است

    برعیت برسان حکم که ما سلطانیم

    سیف فرغانی این مرتبه درویشان راست

    که تو می گویی وما چاکر درویشانیم

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha