کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    عشقم دلیل شد بسوی دوست راه دیدم

    از خویشتن بدر شدم آن بارگاه دیدم

    علمی و عالمی را کآوازه می شنودم

    ناخوانده درس گفتم و نارفته راه دیدم

    دنیا بدید طبع چو خر در رمید و گفتا

    اینجا کنم درنگ که آب و گیاه دیدم

    عالم بساط بازی شطرنج امتحانست

    من رخ بدین طرف نکنم زآنکه شاه دیدم

    چون روی جانم از طرف خود بکشت او را

    زآن پس بهر طرف که بکردم نگاه دیدم

    امروز بر سریر سعادت رسید پایم

    کز تاج وصل او سر خود (را) کلاه دیدم

    ای خورده نان خشک امل روزه گیر و بنشین

    من عید می کنم پس ازین زآنکه ماه دیدم

    دیدم گناه غفلت خود را عذاب دوری

    اکنون بهشتیم که جزای گناه دیدم

    در بوته مجاهده گشتم چو سیم صافی

    اکنون زغش خویش برستم که کاه دیدم

    خوش خوش دلم بر انفس و آفاق مطلع شد

    اکنون رسم بخدمت شه چون سپاه دیدم

    چون یوسفم عزیز و مکرم بمصر وصلش

    اکنون بتخت ملک رسیدم که چاه دیدم

    آن جام وصل وآن رخ زیبا که بود امیدم

    بی امتناع خوردم و بی اشتباه دیدم

    دولت بصدر صفه الاالهم رسانید

    از بس که آستان و در لا اله دیدم

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha