کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    چراغ کلبه عاشق خیال دلدار است
    سری که عشق درونیست خانه تار است
    هزار خرمن شادی به نیم جو نخرد
    بجان دلی که غم عشق را خریدار است
    بعشق زنده بود هر چه هست در عالم
    جهان نئیست درو جان عشق درکار است
    چو همتی طلبی از جناب عشق طلب
    که هر دو کون جنودند و عشق سردار است
    حوالی دل عاشق نه بگذرد غفلت
    که عشق بر سر او پاسبان بیدار است
    رسد چو شادی بیجا براندش شه عشق
    سپاه غم چو کند زور عشق غمخوار است
    اگر زپای درائیم عشق گیرد دست
    اگر خطای برائیم عشق ستار است
    تو و حماقت و انکارحرف هر یاری
    من و معارف این کار جمله در کار است
    تو ای فلان و ریاست که هر کس و کاری
    مرا بخاک ره او بشمرند بسیار است
    فکندگی بتو دشوار و بر من آسانست
    قلندری بمن آسان و برتو دشوار است
    کسی که راه ندارد بچارهٔ دردش
    زبهر چاره دگر چاره ایش ناچار است
    زاختیار کم از اضطرار آزاد است
    چوفیض هر که بفرمان عشق قهار است

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha