کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    مرا دردیست در دل نه چو هر درد
    دوای آن نه در گرمست و نه سرد
    دوای درد من دردیست سوزان
    که آتش در زند در گرم و در سرد
    دوای درد من درد رسائیست
    که از هر درد بیرون آورد گرد
    دوای درد من دردیست شافی
    که روبد از دل و جان گرد هر درد
    طبیبی مشفقی ربانیی کو
    که دردم را تواند چارهٔ کرد
    دوایی خواهم از دست طبیبی
    که تا گردم سراپا جملگی درد
    نمی‌بینم بعالم سرخ روئی
    نهم تا بر در او چهرهٔ زرد
    بسوی اولیای حق نشانی
    بنزد کیست یا رب از زن و مرد
    بسی گشتم بسی جستم ندیدم
    کسی کو باشدش یکذره زین درد
    همه عمرم درین سودا بسر شد
    نه مقصودم بدست آمد نه هم درد
    بنه دل فیض بر دردی که داری
    خوشا حال کسی کو دارد این درد
    طبیب حق دوا جز درد حق نیست
    بدرد او شفا یابی ز هر درد

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha