کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    خویش را از دست دادم روی او بنموده شد
    شد مرا نابوده بوده، بوده‌ام نابوده شد
    هم تو راهی هم تو ره رو خویش را طی کن برس
    آن رسد در حق که او از خویشتن آسوده شد
    کام عمر آن یافت کاندر راه طاعت صرف کرد
    وقت او خوش کو تنش در راه حق فرسوده شد
    زاهد از انکار عشق افکند در کارم گره
    دست عشقم بر سر آمد آن گره بگشوده شد
    دور چون با عاشقان افتاد خود بر پای خواست
    زان عنایت مستی بر مستیم افزوده شد
    عشق را نازم کزو شد پاک هر آلودهٔ
    گو سوی ما آهر آنکو از گنه آلوده شد
    عشق میسازد مصفا سینه را از زنک شرک
    زنک شرک سینه‌ام زین صیقلی بزدوده شد
    جان روشن آن بود کاینهٔ جانان بود
    عمر معمور آنکه در راه خدا پیموده شد
    فیض را دیدم بسرعت می‌رود گفتم کجا؟
    گفت نور حق ز واد ایمنم بنموده شد
    گفت‌وگوی این سخنها سالها در پرده بود
    چو نشدند اغیار از آن گر بر ملا بشنوده شد

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha