کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    آمد شبی خیالش در صدر سینه جا کرد
    در مسجد خرابی بتخانه‌ای بنا کرد
    از دل ببرد صبر و از جان گرفت آرام
    از سر ربود هوش و در سینه کارها کرد
    حرفی ز عشقم آموخت ز آن آتشی بر افروخت
    کز پای تا سرم سوخت بس شور و فتنها کرد
    هم زهد کرد غارت هم رندی و بصارت
    با دین و دل چها کرد با خشک و تر چها کرد
    گفتی ترحمی کن بر جان ناتوانم
    گفتا که عشق هرگز بخشید یارها کرد
    من شیر مست عشق در بیشهٔ فتاده
    کی تر ز خشک یا تریا هرّ زبّر جدا کرد
    با آن عصای موسیم آن دم که اژدها شد
    فرعون و قصر او را یک لحظه ز ابتدا کرد
    طوفان نوح دیدی چون شست نقش کفار
    زان آب عشق بگذشت اغیار را فنا کرد
    فیض ار تو مرد عشقی از دل بر آرهوئی
    هوئی که چون بر آری جانرا توان فدا کرد

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha