کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    اگر هر شب نه در بستر نم از چشم ترم افتد

    ز چاک سینه چون آتش جهد در بسترم افتد

    چو در جانم زدی آتش برون ران از در خویشم

    مبادا در حریم مجلست خاکسترم افتد

    نشست اندر سرم سنگ جفایت گر سرم از تن

    فتد بهتر که این تاج کرامت از سرم افتد

    نخواهم کشتنت گویی ولی با آن لب و غمزه

    که خونخوارند و خونریز این سخن چون باورم افتد

    چو بی تو می خورم ساغر تهی ناگشته پرگردد

    ز قطره قطره خون کز هر مژه در ساغرم افتد

    بتر افتادم از عشقت خطا بود آنکه می گفتم

    که عشق تو ز دیگر خوبرویان بهترم افتد

    به عهد عافیت کردم هوای آن جوان جامی

    چه دانستم کزو هر دم بلایی دیگرم افتد

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha