کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت
    مژه را بهر چه صف در صف جا بر جا داشت
    تلخ کامی مرا دید و ترش روی نشست
    آن که صد تنگ شکر در لب شکرخا داشت
    جانم آمد به لب از حسرت شیرین دهنی
    که در احیای دل مرده دم عیسی داشت
    شاهدی تشنه لبم کشت که از غایت لطف
    چشمهٔ آب بقا در لب جان بخشا داشت
    بخت بدبین که ز اندوه کسی جان دادم
    کز پی کاهش غم روی نشاط افزا داشت
    دل دیوانه از آن کوی به حسرت می‌رفت
    ولی از سنبل او سلسله‌ها برپا داشت
    وقت کشتن نظری جانب قاتل کردند
    تیغ بر گردن عشاق چه منت‌ها داشت
    کاش بر حسن خود آن ماه نظر بگشاید
    تا بداند که چرا عشق مرا شیدا داشت
    دوش از وجد فروغی به کلیسا می‌گفت
    که مرا جلوهٔ ترسابچه‌ای ترسا داشت

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha