کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    لعل تو به سر چشمهٔ زمزم نتوان داد
    این مهر خدا داده به خاتم نتوان داد
    عشاق تو را زجر پیاپی نتوان کرد
    مستان تو را جام دمادم نتوان داد
    بر چشم تو نتوان نظر از عین هوس کرد
    آهوی حرم را به خطا رم نتوان داد
    هر کس خم ابروی تو را دید به دل گفت
    در هیچ کمانی به از این خم نتوان داد
    نقد دل و دین بر سر سودای تو دادیم
    جنسی است محبت که جوی کم نتوان داد
    ماییم و جهانی که به خاطر نتوان گفت
    ماییم و پیامی که به محرم نتوان داد
    سری که میان من و میگون لب ساقی است
    کیفیت آن را به دو عالم نتوان داد
    جانان مرا بار خدا داده ز رحمت
    جسمی که به صد جان مکرم نتوان داد
    آن معجزه کز لعل تو دیده‌ست فروغی
    هرگز به دم عیسی مریم نتوان داد

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha