کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
    لاله از شوق تو همچون شمع گردن می کشد
    هرچه با دل کرده بودم، یافتم از عشق تو
    انتقام سنگ را آتش ز آهن می کشد
    در شکست خویش با این عاجزی دستم قوی ست
    شیشه ی من سنگ از مشت فلاخن می کشد
    خامه ی نقاش را ماند چراغ کلبه ام
    کز نشان دود بر دیوار، سوسن می کشد
    با حوادث بس که عادت کرده ام در خانه ام
    انتظار سیل دایم چشم روزن می کشد
    اهل حکمت، چاره ی فاسد به افسد می کنند
    از کف پا خار بیرون نوک سوزن می کشد
    رفتنم را غیر گر مانع شود از مهر نیست
    از محبت کی کسی را خار دامن می کشد
    زاهدان را می دهد جامی که هوش از سر برد
    از کدوی خشک، پیر دیر روغن می کشد
    در پی آزار پاکان است از بس روزگار
    جوهری چون رشته گوهر را به سوزن می کشد
    هرکه جامی خورد، من دارم خمارش را سلیم
    انتقام دیگران را چرخ از من می کشد

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha