کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    بدو گفت کوش ای سبک مایه مرد
    به گرد در پادشاهی مگرد
    تو تا من نبودم چو روباه لنگ
    نبودت شب و روز جایی درنگ
    همه روز با بیم بگذاشتی
    شب از جای دوشینه برداشتی
    نبودت خورش سال و مه جز شکار
    خور و خواب در بیشه و کوهسار
    چه بود ار مرا نیز کردی بزرگ
    که تو بیشه برداشتی همچو گرگ
    چو من برکشیدم سر و سفت و یال
    شدی شاه چین را بدان بی همال
    که از بیشه در دشت و رود آمدی
    برِ خسروِ چین فرود آمدی
    دوباره شکستم سپاه پدر
    توانگرت کردم به سیم و به زر
    شدی بی نیاز از همه گونه چیز
    برادر بکشتم ز بهر تو نیز
    چو آگاه گشتم ز کار پدر
    پدر بهتر از دایه ی بدگهر
    مرا دایه بودی و پروردگار
    گرامی ولیکن نه چون شهریار
    چو پاداش خواهی بدین دایگی
    چو پر مایه گشتی ز بی مایگی
    چو نیواسب کشتم در این کارزار
    از او به نباشد همانا سُوار

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha