کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    ز عارض برقع افکندی کشودی روی زیبا را
    ز برق رخ زدی آتش بساط خرمن ما را
    سفید از انتظار مقدمت شد چشم امیدم
    خوشا روزی که همچون نور بر چشمم نهی پارا!
    شدم چون لاله از داغ فراقت بارها اخگر
    نهادی بر دلم باری دگر داغ سویدارا!
    نگردد مانع جولان عاشق زیر و بم هرگز
    که فرقی نیست اندر ساز مجنون کوه و صحرا را
    به هر محفل که آن شوخ پری رو در سخن آید
    برد اعجاز لعلش قدر انفاس مسیحا را
    خیال طره اش در گردن عاشق بود دامی
    رهائی نیست ممکن از کمند زلف او ما را
    به روی شاهد گل غازه زد مشاطه قدرت
    به عبرت چشم بگشا گر هوس داری تماشا را
    نشان هستی ما محض امکان است در عالم
    هوس داری ز ما میکن سراغ نام عنقا را!
    الهی تکیه گاهی نیست ما را جز خمار می
    عصای ما ضعیفان کن خیال قد مینا را!
    نمودم آن قدر تمهید سامان سخن طغرل
    به گوش شاهد معنی کنم عقد ثریا را

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha