کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

    سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست

    سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید

    تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست

    در اندرون من خسته دل ندانم کیست

    که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

    دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب

    بنال هان که از این پرده کار ما به نواست

    مرا به کار جهان هرگز التفات نبود

    رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست

    نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من

    خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست

    چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم

    گرم به باده بشویید حق به دست شماست

    از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند

    که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

    چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب

    که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست

    ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند

    فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha