کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید
     

    سلامی چو بوی خوش آشنایی

    بدان مردم دیده روشنایی

    درودی چو نور دل پارسایان

    بدان شمع خلوتگه پارسایی

    نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای

    دلم خون شد از غصه ساقی کجایی

    ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا

    فروشند مفتاح مشکل گشایی

    عروس جهان گر چه در حد حسن است

    ز حد می‌برد شیوه بی‌وفایی

    دل خسته من گرش همتی هست

    نخواهد ز سنگین دلان مومیایی

    می صوفی افکن کجا می‌فروشند

    که در تابم از دست زهد ریایی

    رفیقان چنان عهد صحبت شکستند

    که گویی نبوده‌ست خود آشنایی

    مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع

    بسی پادشایی کنم در گدایی

    بیاموزمت کیمیای سعادت

    ز همصحبت بد جدایی جدایی

    مکن حافظ از جور دوران شکایت

    چه دانی تو ای بنده کار خدایی

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha