کتابخانه دیجیتال


    با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامه ی دهخدا جستجو کنید

    تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار
    اشگ من می‌کند این خانه به صدرنگ نگار
    تنگ دل تا نشوی در دل تنگم زد و چشم
    غرفه‌ها ساخته‌ام بهر تو از گوشه کنار
    گر کنی سیر کنان روی بصورت خانه
    صورت چین کند از شرم تو روبر دیوار
    پاکش از دیدهٔ غیر و به دلم ساز مقام
    که در او مردم بیگانه ندارند قرار
    رشگ بر شاه نشین دل من دارد خلد
    که در او حوروشی چون تو گرفتست قرار
    مطلع مهر شود کلبهٔ تاریکم اگر
    از جمال تو بر او عکس فتد در شب تار
    باد کاخ دل و جان منزل و کاشانهٔ تو
    تا زمانی که ز آفاق نماند آثار
    گر به تنگی ز دل تیره وثاق تو کنم
    چشم نمناک که از غیر درو نیست غبار
    پا نه ای بت به سرا پردهٔ چشمم ز کرم
    تا کنم بر قدمت صد در یک دانه نثار
    محتشم کشته آنست که در کلبهٔ خود
    شمع مجلس کندت ای مه خورشید عذار

شما می توانید این مطلب را با صدای خود ضبط کنید و برای دیگران به یادگار بگذارید.

کافی ست فایل مورد نظر را انتخاب کنید و برای ما ارسال کنید. صوت شما پس از تایید ، در سایت نمایش داده خواهد شد.

توجه داشته باشید که برای هر مطلب فقط یک فایل می توانید ارسال کنید و با هر بار ارسال ، فایل های قبلی حذف خواهند شد.

یک فایل آپلود کنید
فرمت های mp3 و wav پذیرفته می شوند.

نظرات

Captcha